X
تبلیغات
مطالبی در مورد پیدا کردن گنج و کاوش

مطالبی در مورد پیدا کردن گنج و کاوش

مطالبی در مورد پیدا کردن گنج که در هیچ کتاب و وبلاگی پیدا نمی کنید

در طی این مدت به علت اطلاعات من در این زمینه ها هزاران میل داشتم از سراسر کشور که شامل سوالات زیادی در مورد دفینه بود که تا الان تقریبا نیمی از این سوالات رو جواب دادم و با خود اندیشیدم که وبلاگی افتتاح کنم تا اطلاعات و دانستنی های خود را در ان به نمایش بگذارم. دوستان عزیز در هر گونه سوال در مورد دفینه و طلایاب و مکان هایربار و یا مشکلی که در زمان در اوردن دفینه یدا کرید یا به میل من میل بزنید 

مطالبی که در این وبلاگ خواندید یک صدم مطالبی هم که من می دونم نیست به همین علت سعی می کنم هر روز وبلاگم را به روز کنم تا به شما دوستان عزیز کمکی کرده باشم در هر گونه مشاوره از راه هایی که بالا گفتم اماده هستم برای جواب دادن به سوالات یا همکاری با شما.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 11:19  توسط دکتر محمد نظری  | 

در این قسمت چهار مطلب جدید نوشتم

اول در مورد ساروج و انواع آن

دوم در مورد درختانی که در نزدیکی دفینه هستند

سوم در مورد گنج نامه

چهارم در مورد گورستانهای قبل از اسلام در ایران

پوست ونوشته های قدیمی و انواع نسخه

 آتشکده ها

ساروج

در زمانهاي قديم كه چيزي به نام بتون وجود نداشت ، براي ساختن جاهاي مستحكم از موادي به نام ساروج استفاده مي شد. امروزه به اشتباه مردم فكر ميكنند كه ساروج براي نگهداري عتيقه بوده است در صورتي كه اينطور نيست.

ساروج براي پل سازي ، ساخت قلعه هاي محكم ، سد سازي ، و راه براي آب و نگهداري عتيقه و بسياري از اين مواري استفاده مي شده است.

ساروج انواع مختلف دارد كه محكمترين آن به ترتيب از ساروج سياه شروع ميشود و بعد از آن ساروج سفيد و ساروج طوسي و ساروج كرم است. بعضي از ساروجها با موادي بنام سيلكس و بعضي با سرب و مس ذوب شده درست مي شدند. اينها استقامت ساروج و محكمي آن را بالا ميبرد.

در ساروجهايي كه براي جلوگيري از نفوذ آب ساخته ميشد از پشم شتر و موي بز استفاده ميشد كه ساروج را براي جلوگيري از نفوذ آب مستحكم ميكرد.

تا چند سال پيش شصدو دو نوع ساروج شناخته شده است كه از اين تعداد پنجاه و يك نوع آن بدون اموال (زير خاكي) ميباشد و از باقيمانده انواع ساروج همه داراي طلا نميباشد. در حفاريهاي انجام شده اكثرا از سه نوع ساروج بار طلا بيرون آمده است و الباقي داراي نقره و مفرق و اجناس ديگر بوده اند.

كليه ساروجها از مواد اصلي زير درست شده اند.

شن و ماسه ، آهك و سفيده تخم مرغ

مواد ديگري هم به انواع ساروج اضافه ميشد كه در بالا نام برديم.

طريقه خرد كردن هركدام از اين ساروجها متفاوت است ولي به طور كلي ميتوان آنها را خرد كرد و از بين برد. براي مثال يك الماس را فزض كنيد كه ميخواهيد آن را خرد كنيد. اگر با پتك هم روي آن بزنيد خرد نميشود ولي اگر بدانيد كه ضربه را به كجاي الماس وارد كنيد به راحتي خرد ميشود و به قطعات كوچك تقسيم ميشود. ساروج هم مانند همين الماس است ، اگر مواد آن در دسترس نباشد بايد بدانيد كه از كجا شروع به شكستن آن بكنيد تا بهتر نتيجه بگيريد.

براي ساخت مواد جهت خرد كردن ساروج بايد نمونه ساروج وجود داشته باشد و مواد براي آن نمونه ساخته شود يا اينكه بدانيد ساروج شما از چه نوعي است.

از بين بردن ساروجهايي كه به صورت عمودي ميباشد با استفاده از مواد بسيار سخت تر است ولي نشدني نيست. اول بايد دور جايي را كه ميخواهيم مواد بريزيم با خمير گرفته و آن را كاملا آبندي كنيم و بعد از مواد ساروج استفاده كنيم.

حالا كه بحث ساروج را تمام كرديم چند خط هم در مورد سنگ برايتان بگويم.

سنگ را نيز اگر از نقطه ضعيف آن كار كنيم به راحتي شكسته ميشود و ميتوان سنگهاي چند تني را خرد كرد ولي اگر به پست سنگي خورديد كه هم قطر داشت هم رگه نداشت كه بتوان با قلم و چكش خردش كرد ، بايد به روش زير عمل كنيم.

چند سوراخ در يك امتداد و به فاصله هاي مشخص در سنگ ايجاد ميكنيد و در داخل آنها موادي به نام كترا ميريزيم (نوع ايراني آن بهتر از نوع خارجي آن عمل ميكند) و بعد با چوب سوراخها را كاملا از نفوذ هوا ميپوشانيم و محكم ميكنيم. از بست و چهار ساعت تا چهل و هشت ساعت بعد كترا در داخل سوراخ حجم ميگيرد و باعث ترك خوردن سنگ ميشود و سنگ را خرد ميكند.

اين مطلب در همينجا به پايان رسيد اگه مشكلي داشتيد با من در ميان بگذاريد.

 

درخت و انواع آن:

در ايران انواع مختلف درخت وجود دارد.

در گذشته درختاني كه عمر طولاني داشتند براي نشانه استفاده ميشدند و در بيشتر جاهايي كه اموال گذاشته مي شد درختي هم كاشته مي شد كه بعدها پيدا كردن جا راحت باشد.

درختاني كه بيشتر براي اينكار استفاده مي شد به ترتيب زير ميباشد.

بوته گز كه در حدود شش هزار سال عمر ميكند.

درخت سرو كه در حال حاضر چهار هزار ساله آن وجود دارد.

درخت داغداغان كه در حال حاضر چهار هزار و پانصد ساله آن هست.

درخت آزاد كه دو هزار سال عمر ميكند و در جنگلهاي شمالي ايران به وفور يافت ميشود.

درخت چنار كه حدود هفتصد سال عمر ميكند و پس از آن هر سال يك بار خود كشي ميكند و خود را ميسوزاند تا از بين برود كه اين خود سوزي هم چندين سال طول ميكشد. مانند درخت چنار امامزاده صالح كه حدود نهصد سال قدمت دارد.

درخت نارون حدود پانصد سال عمر ميكند.

درخت سنجد نيز حدود پانصد سال عمر ميكند.

درختهايي با عمر طولاني اكثرا نشانه بار است و بار هر كدام از آنها با ديگري متفاوت است به فرض اموالي كه در نزدكي بوته گز يافت ميشود با اموالي كه در كنار سرو يافت ميشود هميشه متفاوت بوده است.

اينم يك مطلب در مورد درختان

ممكنه درختاني از قلم افتاده باشند ، ذهنم اينقدر ياري كرد ، به بزرگي خودتون ببخشيد.

 

گنج نامه

گنج نامه کتابهایی بوده است که حاوی مکانهایی است که در آنجا گنجی دفن میباشد.

تمام کسانی که صاحب گنج نامه بوده اند همه دارای علوم غریبه و علوم قدیمی میباشند.

تعدادی از گنج نامه ها به شرح زیر است: گنج نامه الوان هندی ، گنج نامه احمد وزیر ، گنج نامه ملاصدرا ، گنج نامه قائم مقام فرهانی ، گنج نامه میرزا مکتب خان تبریزی ، گنج نامه باگواس و گنج نامه شیخ بها (که به دو خط شجر ایستاده و شجر خوابیده نوشته شده است).

همچنین موبدان قبل از اسلام همگی دارای گنج نامه بوده اند. چون همگی آنها در زمان خودشان امانت دار بوده اند و از اموال مردم حفاظت میکردند. موبدان خود به دو قسمت تقسیم میشوند. اول موبد که اموال مردم نزد آنها به امانت گذاشته میشده است. و موبد موبدان که از اموال درباریان و پادشاهان حفاظت میکردند و نقش امین و کاتب شاهان را نیز بر عهده داشتند.

به همین دلیل است که قبر موبد موبدان همیشه بارهای نفیسی در خود دارد و جزو قبرهای بسیار با ارزش است.

گنج نامه ها چه آنهایی که توسط اشخاص نوشته شده است و چه آنهایی که موبدان آنها را نوشته اند همگی به رمز است و طلسمات سنگینی نیز دارند و چون افرادی که این گنج نامه ها را نوشته اند به علوم غریبه آشنا بوده اند رموز سنگینی برای گنج نامه ها گذاشته اند و ترجمه آنها کار استادانی است که به خط شناسی و طلسمات آگاهی کامل داشته باشند.

این هم یک مطلب در مورد گنج نامه که یکی از بچه های خوب حفار تقاضا کرده بود

 

گورستانها و انواع قبرها

از بهترین جای آن شروع میکنیم که گورستان گبریان است.

خیلی از مردم عقیده دارند که قبرستان گبریان متعلق به کافران است ولی این موضوع درست نیست.

گبر یعنی غیر مسلمان و به کسانی که غیر مسلمان بوده اند بی دین گفته نمیشود. گبریان دین زردتشت داشتند.

حال میخواهیم ببینیم که قبرهای دوران قبل از اسلام به چه شکلی بوده اند و نوع دفن کردن اجساد به چه صورت بوده است. در زمان پیش از اسلام قبر زنها گرد و مدور بوده است و قبر مردها به صورت مستطیل بوده و قبر بچه ها به صورت مثلث بوده است. بعضی ها را نیز در خمره میگذاشتند.

در تمام قبرهای گبری حداقل یک کاسه آب و یک کاسه غذا گذاسته میشده است که کسی که میمیرد از گشنگی و تشنگی عذاب نکشد.

در بسیاری از قبرهای گبری لوازم مورد نیاز فرد نیز گذاشته میشده است که بستگی به پول داری یا بی پول بودن مرده است. مردگان پول دار ظروف طلا و اجناسی مانند شمشیر زره وخیلی چیزهای دیگر به همراه دارند ولی مردگان بی پول و بی بضاعت اموال کمتری با خود به همراه دارند یا اموال آنها از فلزات ارزشمند نیست.

نوع دیگر قبرها قبر پیغمبری است که اگر شما آن را بشکافید هیچ چیزی درون آن یافت نمیشود نه جنازه نه اموال. این قبرها چند پوش هستند و تازه از قبر راهی دارد برای جایی دیگر که جنازه و اموال آن در آنجا هست.

قبرهایی نیز وجود دارد که به صورت ایستاده است. این قبرها متعلق به یک سری از ایرانیان است که معتقد بودند آنها را باید ایستاده به خاک سپرد.

بسیاری از خلاف کاران را نیز به صورت ایستاده در میان دیوارهای قلعه ها و جاهای دیگر زنده به گور میکردند که خود اینها به نوعی قبر ایستاده تبدیل شده است.

بعضی از قبرها به صورت کشویی است که مربوط به رومیان است که در ایران با آئین خودشان دفن شده اند.

یک نوع قبر هم داریم که به آن قبر دخمه ای گفته میشود که نمونه آن در تخت رستم پیدا شده است.

جنازه قبرهای خمره ای همیشه به صورت نشسته بوده است و جنازه آنها را به صورت نشسته در خمره میگذاشتند و دفن میکردند.

وقتی در جنگها جنگجویان میمردند آنها را با اموال و لباسهایشان و زره دفن میکردندکه نمونه این قبرستان در چهاربداران در نزدکی مرز ترکیه موجود میباشد که شاه اسماعیل اول در جنگ با عثمانی شکست خورد و بیست و هفت هزار کشته داد که همه آنها با لباسهای رزمشان دفن شده بودند.

در گذشته ما گورستانهای دسته جمعی نیز داریم که متعلق به افراد مریض است. در جاهائی که وبا یا طاعون میآمده جنازه افراد را به صورت دسته جمعی دفن میکردند. در همینجا یک مطلب بسیار مهم را برایتان بگویم و آن اینکه کسانی که قبری را میشکافند خیلی باید مواظب باشند و بفهمنه که جنازه مریض هست یا نیست و حتماٌ باید استخوان شناس باشند و یا بتوانند استخوان اشخاص مریض را از استخوان افراد سالم تشخیص دهند تا با مشکلی مواجه نشوند.

همیشه وقتی میخواهید قبری را باز کنید حتماٌ از دستکش و ماسک حسابی استفاده کنید.

جنازه هایی که در غارها و ذاغه ها میباشد و جنازه هایی که در صحرا میباشد و جنازه هایی که در کوهستانها میباشد از نظر ماهیت کاملاٌ با هم متفاوت است.

هر قبرستان و هر کوری دارای اموال نمیباشد. چون بسیاری از مردم فقیر بوده اند و بدون اموال دفن میشدند.

در هر قبرستان تعدادی قبر سلطانی وجود دارد که دارای اموال میباشند که باید نتوانید آنها را تشخیص دهید و از روی بعضی شواهد تشخیص آنها امکان پذیر است.

اکثر گورستانها در سینه کشی ها و کنار رودخانه ها میباشد. در بسیاری از قبرستانها یک چهارطاقی نیز میباشد که نشان میدهد در میان آن چهار طاقی شخص مهمی فوت کرده است و اکثرا دارای اموال میباشند.

در ایران قبرهای یهودی نیز بسیار است که نوع قرار کرفتن سنگ آنها متفاوت است و میتوان از روی سنگ قبر فهمید که این قبر متعلق به یک یهودی است.(سنگ قبر یهودیان دارای فلش است).

و مطلب آخر در مورد کسانی که به حفاری میروند و میگویند در سه متری یا چهار متری یک طابوت طلا یا یک جنازه مومیایی پیدا کرده ایم. اینها همه دروغ است. شخصیتهایی را که در طابوت طلا یا نقره یا سنگ یشم میگذاشتند همیشه در عمق بالای بیست متر دفن میکردند. و در عمق کم اینکار انجام نمیشد. برای این جنازه ها حتماٌ اطاقی از ساروج درست میکردند و آن را آنقدر پایین میبردند که از گزند جانوران خاک به دور باشد و همچنین دزدان نتوانند گزندی به جنازه و اموال آن بزنند. در کنار این جنازه ها حتماٌ اموال فراوان وجود دارد و کنیزان و نوکران آنها را نیز با جنازه اربابشان زنده به گور میکردند. پس اگر کسی گفت جنازه ای در آورده بدون اموال بدانید که احتمال دروغ گفتن آن زیاد است.  

اینهم یک مطلب برای شما دوستان عزیز در ارتباط با گورستانها

 

پوست وانواع نوشته ها و نسخه ها

گنج نامه ها اکثرا روی سنگ است و بعد از آن به ترتیب روی پوست آهو و پوست گاو و گنج نامه های مهم که درباری بوده است بعد از سنگ بیشتر روی پوست کرگدن میباشد. ولی اکثر گنج نامه ها روی سنگ یشم حکاکی میشده است.

بیشتر نوشته های روی پوست را داغ میکردند و جوهر های مخصوصی بود که قابل شستشو بود و آب آنها را از بین نمیبرد که اکثر نوشته های روی پوست با این جوهر نوشته میشده است.

بعضی اوقات نوشته هائی رو میبینم روی پوست که با خون نوشته شده است.

اکثر نوشته های روی پوست با خون گنج نامه یا نسخه نیست و بیشتر آنها دعا هست  و جزو طلسمات محسوب میشود و اکثرا با خون کفتر نوشته میشده است.

پس این مورد رو اشتباه نکنیم.

پوستها در زمان خود دباغی میشدند و مواد مخصوصی مانند رزین و روعن به آنها میخورده است که عمر پوست رو بالا میبرده و مقاومت آن را بسیار زیاد میکرده. این پوستها اگر در جای مناسب نگهداری شوند تا پنج هزار سال عمر میکنند.

پوستها را اکثرا در جای خشک یا داخل نی نگهداری میکردند و دو سر آن را می بستند و هر چه به پوست هوای کمتری برخور کند سالم تر میماند و عمر آن طولانی تر میشود.

ولی باز هم مگویم که هشتاد درصد گنج نامه ها روی سنگ نوشته میسده است.

 

آتشکده ها

 

 

آتش کده از زمان ظهور حضرت زرتشت که پیامبر ایرانیان فبل از اسلام بود درست شد.

بعضی ها به اشتباه فکر میکنند که ما ایرانیان در زمان قدیم آتش پرست بودیم در صورتی که این صحیح نیست. ایرانیان در زمان زرتشت به آتش احترام میگذاشتند و آن را سمبل میدانستند ، ولی در همان زمان هم یکتا پرست بودند. و به همین خاطر سمبل بودن آتشکده ها برپا شد و موبدینی در آتشکده ها شروع به خدمت کردند.

آتشکده ها با هیزم و روعن چراغ همیشه روشن بودهاند. و اگر آتشکده ای خاموش میشد موبد آن مجازات میشد.

موبدان از نظر قدرت دسته کمی از حکومت وقت نداشتند و حرف آنها در دربار بسیار برش داشت. و همچنین برای مردم.

اکثر آتشکده ها نوشته ای دارند به زبان پهلوی و تعداد کمی از آنها نوشته ای دارند به خط میخی.

آتشکده ها در آن زمانها به صورت امانت سرا نیز بوده است. اولین امانت آتشکده ها همان آتش برافراشته آن بوده که هیچ وقت نباید خاموش می شد. و دومین امانت آتشکده ها امانت مردم بوده است که به موبد در آتشکده سپرده میشد.

در آن زمانها چون بانکی وجود نداشت و موبدان مورد احترام و اعتماد مردم بودند ، مردم اموال اضافی خود را به آنها می سپردند یا زمانهائی که میخواستند به سفر بروند امانات خود را به موبدان میدادند و هر وقت که احتیاجی به آنها داشتند یا از سفر بر میگشتند آن را تقاضا میکردند و پس میگرفتند.

در زیر آتشکده ها مکانهائی بنا شده بود که از اموال مردم در برابر دزدان حفاضت کند و موبدان اموال امانتی مردم را در این مکانهای امن میگذاشتند. و رسیدی برای افراد صادر میکردند که بعد از مراجعت با نشان دادن رسید مال خود را دریافت کنند و موبد اموال را در مکانی مشخص دنفن میکرد و یک نوشته (نسخه) از اموال میکشید و در جائی محفوظ میگذاشت که اگر زمان طولانی شد مکان فراموش نشود و خیلی از نسخه ها به این صورت نوشته شد. که هم موبد مرد و هم صاحب مال نیامد و این سند باقی ماند و به صورت نسخه در آمد.

این اسناد جمع میشد و به فردی که به آن موبد موبدان میگفتند تحویل میشد که کل موبدان زیر نظر او بودند.

به طور مثال وزیر خسرو پرویز که خود یکی از موبدموبدان بوده است سلمان فارسی میباشد. و مطلب دیگر در مورد موبد موبدان این هست که آنها دانشمندان زمان خود بوده اند.

اوج شکوفائی آتشکده ها در زمان ساسانی میباشد و کل آتشکده ها دارای اطاقی در زیر خود بود که همیشه آتش در آنجا روشن بود.

نودو هشت درصد آتشکده ها دارای بار میباشند (البته اگر بار آنها نرفته باشد) در بهضی از مناطق که دزدان زیاد به آتشکده ها حمله میکردند و اموال آن را به سرقت میبردند ، اموال آتشکده در بیرون آن مدفون هست.

بیشتر آتشکده ها همیشه در روی بلندی بنا میشد که مردم بتوانند آتش رو ببینند.

تعدادی از آتشکده ها در زمانی که اعراب به ایران حمله کردند و مردم ایران مسلمان شدند به امامزاده تبدیل شد و اکثرا این امامزاده ها شجره ندارند.

در امام زاده هائی که کندوکاو میشود و در زیر آن اطاقی پیدا میشود که در آن دوده فراوان هست نشان میدهد که جزو همین آتشکده ها بودهاند.

در بعضی از آتشکدهها موبدان در آتشکده دفن میشدند و در بعضی از آنها در بیرون آتشکده و اکثر آتشکده ها در زیر خود راهرو و اطاقهای فراوان دارد که به جاهائی در اطراف میرود. و بارها و جنازه موبدان در آنها گذاشته می شده است.

تا اواخر دوران ساسانی و قبل از حمله اعراب به ایران آتشکده ها ساخته میشده است و زمانی که دین اسلام دین رسمی ایرانیان شد ، آتشکده ها از رونق افتادند

به خاطر اینکه مردم به زیارت آتشکده ها نروند و مورد احترام مردم نباشد ، بیشتر به صورت امامزاده در آمد و اشخاص مومن و با ایمان و یا زنان مومنه در این آتشکده ها دفن شدند که از آن به بعد مسلمانان به زیارت آنها میرفتند.

شکل ظاهری آتشکده ها مانند امامزاده های امروزی میباشد و اکثرا دارای گنبد و بارگاه بوده اند.

در آخر در مورد جائی دیگر که مورد پرستش ایرانیان بوده بگم و این مطلب رو به پایان ببریم. قلعه هائی که قلعه دختر نامیده میشود در اصل بنام یکی از خدایان (آناهیتا) بوده است و این قلعه ها نیز جای بسیار مقدسی برای ایرانیان زمان خویش بوده است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 11:9  توسط دکتر محمد نظری  | 

كليه طلسمات شرايطي دارد كه با آنها باطل ميشود و با دونستن اين شرايط كار بسيار آسان

 ميشود.طلسمهاي قبل از اسلام را ميتوان با مسائل بعد از اسلام نيز باطل كرد. بطور مثال

 بسياري از طلسمات با ده قاف يا چهل كاف يا شصد قاف باطل ميشود.

براي طلسمات دو تا مسال ميزنم كه بدانيم اصلا با طلسم روبرو شديم يا نه. فرض ميكنيم

 در جائي كار مكنيم كه به آب خورديم و كار مشكل ميشود. اگر در آّب رفتيم و بيرون آمديم

 و ديديم خشك هستيم اين طلسم است و اگر بيرون آمديم و خيس بوديم اين طلسم نيست

 بلكه به آب واقعي خورديم يا در جائي كه احساس ميكنيم طلسم مار دارد بايد يكي از مارها

 رو بگيريم اگر از دستمان رد شد و نتوانستيم آن را بگيريم طلسم است و اگر توانستيم آن را

 بگيريم ، اين ديگر طلسم نيست.

خوب حالا يك پيش زمينه اي هم در مورد تله ها براي شما بگم. تله نيز به دو دسته تقسيم

 ميشود.

 تله هايي كه به آنها بار ميدهيم تا عمل كنند و تله هايي كه ار آنها بار ميگيريم تا عمل كنند.

 كه هر دو به صورت مكانيكي عمل ميكنند.

هر كدام از اين دو نوع تله خود به انواع گوناگون تقسيم ميشوند كه كار كرد همه آنها به همين

 شكل است.

براي اين مبحث بيشتر از اين توضيح نميدم چون خودش يك دنيايي است و مي توان چندين

كتاب در مورد آن نوشت.

حیوانات

شاید نوشتن این مطلب در قسمت طلسمات درست نباشه ولی به خاطر اینکه مطالب زیر با گفتن ذکرهای مخصوص به واقهیت نزدیک میشود و با ذکر است که میتوان از اعضای بدن حیوانات استفاده کرد و همچنین اگر ذکر آن را بلد نباشی ارزشی نخواهد داشت ، تصمیم گرفتم که مطالب فوق را در قسمت طلسمات بنویسم.

مطلب بسیار گسترده است و هر هفته سعی مکنم مطالب پر باری در همینجا به آن اضافه کنم و در قسمت پیغام مدیر به همه دوستان عزیز نوشته های جدید را معرفی میکنم.

اول حیواناتی که در این زمینه از همه مهمتر هستند رو براتون نام میبرم و به تدریج مطالب این حیوانات را اضافه میکنم.

به ترتیب اولویت مار مهمترین حیوان است و بعد از آن هدهد و بعد از آن جعد و بعد از آن گرگ و کفتار جزو مهمترین حیوانات هستند.

ملکه مارها

اول از مارها براتون بگم.

مارها یک ملکه دارند که بین بیست تا پنجاه سانتیمتر هست و به رنگ سفید و بسیار ضریف و کوچک. به اندازه ای که میتوان به سادگی آن را با دست گرفت و له کرد. ولی به این سادگی هم نه یکم کار داره و اون اینکه ملکه مارها همیشه بر روی پشت یک افعی سوار هست و آن افعی ملکه مارها را از جائی به جائی میبرد. و در تمام ساعات روز و شب از آن حفاضت میکند.

کسی که بتواند این مار کوچک را زنده بگیرد از همه چیز دنیا بی نیاز خواهد شد و کسی که به این مار آسیب رساند قطعا نخواهد توانست که در این دنیا زندگی کند و کشته میشود.

این مار بسیار نادر است و آماری که از دیده شدن این مار وجود دارد از انگشتان دست کمتر است.

وقتی کسی ملکه مارها را به اسارت میگیرد میتواند برای آذادی آن هر چیزی تقاضا کند و مارهای دیگر برای پس گرفتن ملکه خود تقاضای شخص را براورده میسازند. و اگر این مار را به هر صورت از بین ببرید مارها با غریضه خود شما را پیدا و نابود میسازند.

اگه خاطرتون باشه چند سال پیش در شمال ایران یک خانه را مارها تسخیر کردند و صاحب آن را کشتند که حتی رسانه ها هم نشون دادند ولی هیچ کس نتوانست بگوید که هزاران مار از کجا سر از آن خانه در آوردند و دلیل آن چه بود که من امروز برای شما گفتم. و دلیلی نداشت جز از یبن بردین یکی از ملکه های مارها.

حالا از این مار کم یاب بیرون بیائیم و سراغ بقیه مارها برویم.

بزرگترین استفاده کننده از مارها درویشهائی هستند که به علوم غریبه آشنا هستند و کسانی که علم علوم غریبه دارند. البته اینطور فرض نکنید که با داشتن این علم هر ماری میشود کرد چون این علم بسیار پیچیده است و کسانی که به استادی این علم رسیده اند از دوازده خان آن فقط به هفت خان آن اشنائی دارند که تعداد این انسانها به عدد صد نمی رسد. ولی این افراد هر کاری که بخواهند میتوانند انجام دهند.

حالا یک مثال واقعی برای شما میزنم که به این علم آگاهی پیدا کنید و مارها را نیز بشناسید.

یکی از خواص مار

این اتفاق در سال هزار و سیصد و چهل هفت در کوهای دالاهو افتاده است و شخصی که این اتفاق برایش افتاده است فوت شده که مرد بسیار بزرگی بود. (خدا بیامرزتش).

از خدمت فرار کرده بود و در کوه دالاهو سردرگم بود و نمیتوانست راه را پیدا کند و از آنجا خلاص شود. کنار درختی نشسته بود و فکر میکرد که چه باید بکند که دید سه مرد با محاسن سفید و بلند از دور میآیند. وقتی نزدیک شدند و راوی را دیدند گفتند که اینجا چه میکنی؟

راوی گقت که در این کوها گم شده است.

آن سه مرد به راوی گفتند میتوانی چند روز برای ما غذا درست کنی و در عوض هر روز یک تومان مزد بگیری؟

راوی دید که این سه مرد برای هر روز میخواهند مزد یک ماه را به او بدهند. قبول کرد که برای آنها غذا درست کند و بعد آنها راه خروج از کوه را به او نشان دهند.

آن سه مرد نشستند جلوی کوه و شروع به گفتن ذکر کردند و راوی هر روز برای آنها غذا درست میکرد و آن سه مرد بدون خستگی و خوابیدن هفت روز به کار خود ادامه دادند.

روز هفتم راوی دید که ماری از دل کوه بیرون آمد و بطرف آن سه مرد میآید.

از ترس داشت سکته میکرد.

سعی کرد که به آنها بگوید که متوجه شد آنها خودشان میدانند.

راوی دید که مار به این سه مرد نزدیک شد و سرش را روی پای یکی از این مردها گذاشت و این سه مرد همانطور که با صدای بلند ذکر میگفتند سر مار را از بدنش جدا کردند و ذکر به پایان رسید.

بعد از آن دم ما را نیز جدا کردند و به راوی گفتند که از این مار برایشان آبگوشت درست کند.

راوی در دل گفت: اینها رو باش میخوان آبگوشت مار بخورند.

راوی رفت و شروع به پختن آبگوشت مار کرد که یکی از این مردها به راوی نزدیک شد و گفت کار ما تمام شده است و پس از خوردن ناهار و شستن ظرفها راه میافتیم و میرویم.

آبگوشت حاظر شد و این سه مرد بر عکس همیشه به راوی غذا تعارف نکردند و تا ته این آبگوشت را خوردند و به راوی گفتند که ظرفها را بشور که راه بیفتیم.

راوی شروع کرد به شستن ظرفها وقتی که داشت ظرفها را می شست  با خود گفت مگر این آبگوشت چه مزه ای داشت که این سه نفر با ولع آن را خودند و به من هم ندادند. دستش را به ته ظرف آبگوشت برد و به پیاله کشید و به دهن گذاشت تا مزه آن را بفهمد.

ناگهان دید که ته رودخانه را میبیند.

به کوه نگاه کرد دید که داخل کوه را نیز میبیند.

به هر چیزی که نگاه میکرد داخل آن را میدی. که یکباره وحشت کرد و به آن سه مرد گفت که داخل همه چیز را میبیند.

آنها گفتند که نگران نباش و داروئی به راوی ما دادند و او بیهوش شد و وقتی به هوش آمد دید که دیگر داخل هیچ چیزی را نمیبیند.

آن سه مرد هفت تومان پول و آدرس خروج از کوه را برایش گذاشته بودند و رفته بودند.

راوی ما تازه فهمید که چه اشتباهی کرده است و چه علمی را از دست داده است.

این یکی از مواردی بود که از مار استفاده میشود.

مهره مار

یکی از مطالبی که در مورد آن بسیار شنیده اید مهره مار است.

مهره مار چیست ؟

وقتی یک مار نر و یک مار ماده با هم جفت گیری میکنند ، هر کدام یک مهره میاندازند که به آن مهره مار میگویند.

مهره مار از پشت کردن مار نر و ماده افتاده میشود. وقتی این دو مهره را در زیر پوست دست چپ و راست فردی بگذارند میتوان از جمله طرف مهره مار داره استفاده کرد.

وقتی مهره ها گذاشته میشود دستها کمی عفونت میکند و چند روز بعد مهره ها آب میشود و عفونت دست خوب میشود و شخص مانند کذشته خود میشود با این فرق که الان همه دوستش دارن ، بهش احترام میگذارند ، توجه خاصی به او میشود ، هر چیزی که بخواهد فراهم میشود ، هر مطلبی که بگوید گوش میشود و انجام میشود و خلاصه هزار خاصیت دیکر دارد.

برای زنهائی که مهره مار دارند و مرد هائی که مهره مار دارند اسیر کردن هیچ دلی هیچ مشکلی ندارد و فقط کافیست دهن باز کنند و یک کلام بگویند.

خیلی از مردم به اشتباه فکر میکنند و میگویند وقتی که دو مار با هم جفت گیری میکنند دو مهره مارها روی هم میافتد و این دو مهره همان مهره مار است و مار را برای بدست آوردن این دو مهره میکشند که این درست نیست و مهره مار همانی است که من گفتم.

اگر مهره مار واقعی پیدا شود قیمت آن در حدود چهل میلیون تومان است.

همیشه توجه داشته باشید که مهره هائی عمل میکنند که از دو ماری که با هم جفت گیری کرده اند بدست آید. بفرض اگر شما وارد مکانی شوید که جای جفت گیری مارها بوده است مهره مار بسیار است ولی نمیتوان تشخیص داد که کدام اینها با هم جفت است. پس باید هنگام جفت گیری مار حضور داشته باشید و دو مهره را بردارید.

مهره مار به تنهائی کاری انجام نمیدهد و باید به آن ذکری خوانده شود که البته بسیار ساده است و وقتی این مهره ها را داشته باشید خیلی ها میتوانند روی آن ذکر بخوانند.

پس تا حالا سه مطلب در باره مارها گفتیم و به تدریج به آن اضافه میکنیم. در همین جا

 

موکل در حفاری

بخونید تا تو حفاری گمراه نشوید

با سلام

پس از مدتها میخوام یک مطلب بنویسم. باور کنید که اینقدر گرفتارم که فرصت تایپ مطالب رو پیدا نمیکنم. چند تا مطلب دیگه هم برای نوشتن چک نویس کردم در ارتباط با کتاب آثار عجم که از این کتاب دو عدد چاپ شده و یکی در موزه پاریس و دومی به صورت امانت دست من هست برای نوشتن مطالب. بچه های شیراز و کسانی که تو شیراز آشنا دارند حتما نوشته من رو در مورد آثار عجم مطالعه کنند که هر قسمت از آن گویای یک دفینه هست.

مطلب امروز در مورد کسانی هست که با موکل حفاری میکنند.

اول یک مطلب رو بگم: داشته های هر کسی چه از نظر مالی چه از نظر فکری نشان دهنده تلاش اون شخص در زمینه ای که فعالیت کرده است هست. بگذریم از کسانی که یک شبه پول دار میشن و یا شانس دارند و یا خداوند به آنها عنایت میکند ولی در کل جامعه یک شبه پول دار شدن یا یک شبه عالم شدن به غیر از تقدیر خدا مرسوم نیست.

حال این رو گفتم تا بعد بهش برسیم.

بعضی از حفار ها هر وقت میخوان به حفاری بروند شخصی رو که موکل دارد و بگفته خودش میتونه زیر زمین رو ببینه (کار دستگاه رو انجام بده) و طلسمات و تله ها رو باطل کنه رو به دنبال خودشون میبرند. و شروع به حفاری میکنند. اون پیر میاد و عین نسخه شما رو در زیر زمین براتون تشریح میکنه بصورتی که باور میکنید که چه چیزی دیده است. حتی تا چین های دامن مجسمه و تعداد مروارید های گردنشو میشمره و بهتون میگه.

اون پیر دوروغ نمیگه. با احضار میتوان این کار رو کرد.

کسانی که موکلین قوی دارند و زحمات بسیاری در این راه کشیدند میتونند حتی زیر زمین رو توسط موکلشون ببینند و تشریح کنند ولی هیچ وقت انسانهای موفقی در این کار نیستند.

روایات میگن وقتی جنسی یکصد سال در زیر زمین بماند این جنس جزو مهریه عجاین هست. و شما بمن بگوئید کی مهریشو دو دستی تقدیم من و شما میکند؟

تا وقتی که شما عجاین رو آگاه نکنید میتونید این جنس را بردارید (بدزدید) ولی وقتی رو یک کاری احضار زده بشه و عجاین آگاه بشن دیگه شما صاحب هیچ چیزی نیستید.

تعداد کسانی که با موکل بار از زیر زمین بیرون آورده اند به تعداد انگشتان دست است و اینها انسانهائی شناخته شده بودند که این کار را هم برای خودشان انجام نداده اند و فکر مال دنیا نوده اند و اون نیز به دستور خداوند انجام شده است.نه من و شما که فکر پر کردن جیبمون هستیم.

هیچ وقت اگر میخواهید در حفاری موفق شوید علم رو کنار نگذارید و به چیزهائی مانند جادو و موکل بپردازید ، چون نه تنها موفق نمیشید بلکه ضربه هم میبینید.

اگر کسی رو پیدا کردید که با موکل باری از زیر زمین بیرون آورد آدرس بدید که من هم دستش رو ماچ کنم و هم مرید اون بشم.

حالا یکی از دلائلی که نمیتوان با موکل موفق بود آگاه شدن عجاین هست که اجازه نمیدهند دفینه را جا به جا کنید.

دومین مطلب در مورد موکل. ما موکل رو به دو قسمت کلی تقسیم میکنیم .

اول عنایتی و دوم بدست آوردنی.

موکل عنایتی موکلینی هستند که کلامشان از کسی به شخص دیگر داده میشود یا به صورتهای دیگر به یک فردی این موکل عنایت میشود.

با موکلی که به کسی عنایت شود شاید (شاید) بتوان دفینه ای رو از زیر خاک بیرون آورد که اون هم مطمئن باشید برای موکل نیست و برای این هست که خداوند در بین بندگانش به شما با دیدی متفاوت نگاه میکند و در درگاه او عزیز تر از دیگران هستید. چه بسا اگه موکل هم نداشتید دفینه ای در طالع شما نوشته شده بود.و این کار هم اگر اتفاق بیفتد فقط یک بار است در زندگی شخصی که به آن عنایت شده است.

قسمت دوم موکلینی هست که با چله نشینی های فراوان بدست میآورید ، یعنی تلاشی برای بدست آوردن موکل میکنید.

اول این رو اضافه کنم که در این کار شما میخواهی جنی رو به زور دعا به اسارت بگیرید. و هیچ کس دوست نداره به اسارت بره مگر اینکه مجبور بشه و اسیر هر جائی که بتونه ضربه ای وارد کنه این کار رو خواهد کرد.

شرایط چله نشینی بسیار سخت است. چیزی که در مردم باب هست میگویند تمام اعضا و جوارح بدن باید چله باشند که البته شرایط چله نشینی از این حرفها بسیار سخت تر است (در عمل) ولی معنی آن بسیار ساده ، چله نشینی یعنی چه؟ یعنی ریاضت کشیدن. چطور ممکنه که شما چله بشیندی و ریاضت ها بکشید تا موکلی رو بدست بیارید برای پول دار شدن یا باری رو از زیر خاک بیرون کشیدن یا قدرتمند شدن؟ اینها با هم منافات داره کسی که چله نشینی میکنه دیگه دنبال مال دنیا نیست. کسی که چله نشینی میکنه پول و قدرت براش معنی نداره.

برای همین هست که میگم با موکل نمیتوان موفق شد. چون از بنیان تا انتها با مال دنیا منافات داره.

گوش به حرف مردم ندید و اگه کاری برای حفاری دارید با موکل خرابش نکنید

هیچ چیزی در دنیا جای علم رو نمیگیره و کسانی که میخوان موفق بشن باید با علم دنیا به مال دنیا برسند.

پیر ما یک لشکر موکل داشت که هر چیزی میخواست براش فراهم بود و فقط یک با با موکلی که به خودش عنایت شده بود توانست موفق شود و پس از چند سال زندکی دنیائی خودش رو به باد داد برای اینکه میخواست به ته این قضیه برسه و بعد هم که به انتهای قضیه رسید، بوسید و گذاشت کنار.

اگه خواستید عمرتون رو تو این راه تلف کنید یک نگاهی به دعا نویسان محلتون بندازید که تازه اینها زرنگاشن که سر مردم رو کلاه میزارن و زندگی خودشون رو میگذرونند.

هیچ وقت فکر نکنید که شما میتونید در این را از طریق اکتسابی به جائی برسید که امکان پذیر نمیباشد. آخر کار تمام کسانی که میخواهند علم علوم غریبه رو کسب کنند دعا نویسی هست.

اگه خداوند بهت عنایت کرد برو دنبالش ،  اگه نه ببوسش و بگذارش کنار.

کلمه عنایت رو هم براتون یک مثال بزنم.

نشونه بارز عنایت پرفسور میرزائی هست که رفت شاولین کنگ فو یاد بگیره و به شائولین راهش ندادند و دو روز جلوی درب شائولین زیر بارون نشست و وقتی برگشت ایران قوی ترین سبک کنگ فو جهان رو به نام کنگ فو توا نوشت و به علوم غریبه کاملا واقف شد. این یعنی عنایت.

کلام آخر رو بگم : با موکل نه موفق میشید نه نتیجه میگیرید. دوزار پول خرج کنید و یک دستگاه حرکت دهیدی تا نتیجه بگیرید. من امتحان کردم . با کسی که واقعا میتونست زیر زمین رو تشریح کنه ولی دریغ از یک سکه مسی بی ارزش. که بشه با موکل در آورد.

به امید موفقیت برای شما.

پیر مرد ژنده پوش

مردی بود مومن که به بارگاه امام سوم شیعیان رفت. امام حسین و چهل سال در گلدسته بارگاه امام حسین عبادت کرد.

بعد از چهل سال عبادت یک روز امام حسین به این مرد میگوید: خواسته ات چیست که چهل سال در گلدسته بارگاه من عبادت کردی؟

پیر مرد میگوید من یک موکل میخواهم. و امام حسین در جواب پیر مرد به او میگوید موکل من مال تو.

پیر مرد خداحافظی میکند و به سمت شمال ایران به راه می افتد تا به منزل خود برود. در میان راه کاروانی را میبیند که به سمت مکه و برای زیارت خانه خدا میروند. با خود میگوید من هم با این کاروان به زیارت خانه خدا بروم و به راه میافتد.

در میان راه آب کاروان تمام میشود و تمام افراد کاروان داشتند از بی آبی جان میدادند و تلف میشدند که پیر مرد موکل خود را احضار میکند و به او میگوید این کاروان به زیارت حج میرود و همه از بی آبی رنج میبرند و من از تو میخواهم آبی برای آنها فراهم کنی.

موکل آب را برای کاروان فراهم میکند و کاروان به زیارت خانه خدا میرود و پس از زیارت کوله بار خود را میبندند و به سمت ایران به راه می افتند. پس از چند ماه پیاده روی به جائی میرسند که در آنجا طائون وجود داشته و افراد کاروان یکی یکی  مریض می شدند و میمردند. پیر مرد باز هم موکل خود را میخواهد و از او داروئی میگیرد تا از مریض شدن و مردن افراد کاروان جلو گیری کند و همه به سلامت به ایران باز میگردند.

چندین سال بعد از این پیر مرد که موئد مرگش فرا میرسد به یکی از مریدانش میگوید من موکلی دارم که موکل آقام امام حسین هست و مرگ من نزدیک هست و این موکل رو به تو میدهم و از تو میخواهم که در راه درست از آن استفاده کنی.

پیر مرد موکل را به مرید خود میدهد و میمیرد.

چندین سال از این جریان میگذرد و مردی که مرید پیر مرد بود به مشکلات مالی فراوان بر میخورد و زندگی به او تنگ و تلخ میشود. یک روز به خود میگوید از موکل پیرم استفاده کنم تا زندگیم روبه راه شود ولی بعد از چند لحضه پشیمان میشود و پیش خود میگوید که: اگه این موکل میتونست کاری انجام دهد پیر من ژنده پوش و بیچاره نبود و از موکل استفاده نمیکند.

چند سال دیگر میگذرد و تصمیم میگیرد موکل را امتحان کند و کلام را به زبان جاری میکند و موکل حاضر میشود. مرد به او میگوید اول برایم یک سفره بینداز که از گشنگی مردم و موکل سفره ای برای او پهن میکند که از شیر مرغ تا جون آدمیزاد در آن بود و مرد شکمی سیر میخورد و بعد از آن هر روز کارش این بود که با موکل بار در بیاورد و مال اندوزی کند.

تا یک روز پیر به خواب چند تن از مریدانش میآید و به آنها میگوید بروید و موکل آقا امام حسین را از دست این مرد نجات دهید که موکل را بیچاره کرده است و به آنها میگوید که چه بگویند تا آن مرد چه جواب دهد و موکل آزاد شود. مریدان پیر مرد اینکار را میکنند و موکل را آزاد میکنند.

این پیر مرد کسی نیست جز حضرت خیرالحاج که مقبره ایشان در شیطان کوه لاهیجان است و یکی از مردان با ایمان و نیک خداوند بود.

حضرت خیرالحاج فقط دو بار از موکلی که امام حسین به او عنایت کرده بود در طول زندگی خود استفاده کرد و آن هم برای کمک به مردم نه برای مال اندوزی در صورتی که در قبل گفتم فقط با موکلی میتوان بار از زمین در آورد که عنایتی باشد نه موکلی که با چله نشینی آن را بگیرید. و این یعنی اینکه کسی که به این درجه از علم برسد دیگه نیازی به مال دنیا ندارد.

متاسفانه در چند روز اخیر هر کسی به من ایمیل زده در این مورد سوال کرده و من گفتم با یک حکایت جواب دوستان را بدهم.

اگه دوستان قانع شدند که هیچ ولی هر کسی قانع نشد به سوال زیر من جواب دهد و یک بیت شعر زیر و یک جمله نوشته شده را برای من تفسیر کنه و بفرسته.

شیر و آهو

شیر ماده به خاطر اینکه بتواند به بچه هایش شیر دهد به شکار میرود ، بچه های شیر نگران شکار کردن مادرشان هستند تا مادر شکار کند و برگردد و بتواند به آنها شیر دهد.

آهو هم به چرا میرود تا چرا کند و علف بخورد و برگردد تا بتواند به بچه هایش شیر دهد و بچه های آهو نیز نگران مادرشان هستند تا چرا کند. بچه ها نگران مادرشان هستند که مبادا شکار شود و نتواند برگردد و به آنها شیر دهد.

حال به من بگوئید شما از کدام تیره هستید؟ آیا توله شیر یا توله آهو؟

این سوال من بود و حالا یک بیت شعر و یک جمله.

یک محلی است در اسپند شاه ، ای برادر خوب کن آن را نگاه

در نگاه اولی چیزی بگیر ، در نگاه دومی چیزی بده

 ما کلید طلائی را در گردن خرگوش سفید نهادیم

لطفا هر کسی که میخواست در این ارتباط به مناظره بشینه (چون تعداد مخالفین حرف من زیاد شد) اول جواب شیر و آهو را بده و بعد یک بیت شعر و یک جمله را برام تفسیر کنه و بعد بنده جواب ایشان را میدهم.

به امید موفقیت برای شما دوستان عزیز

 

 

 

 

      در آينده اي نزديك ميخوام براي طلسمات و تله ها كلاس بگذارم و هر كس دوست داشت با

      اين علم  آشنا شود مي تواند در اين كلاسها شركت كند. به اميد اين كه بتوانيم مطلبي هر

      چند كم ولي ارزنده به دوستان بياموزيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 11:4  توسط دکتر محمد نظری  | 

در اين قسمت ميخواهم از چيزهايي براتون بگم كه مردم عامي به اين حرفها ميخندند ولي حفاراني كه حتي باري هم از زير خاك در نياورده اند ميدانند كه اين موارد وجود دارد و اتفاق افتاده است.

اول براتون بگم كه در زمانهاي قديم علم خيلي پيشرفت كرده بود و در يك مقطعي از زمان حتي ميتوان گفت در بسياري از موارد از امروز پيشرفته تر بوده است. مثلا در مورد اهرام ثلاثه كه ميدانيم امروزه هم با اين تكنيك پيشرفته نمي توان نظير آن را ساخت يا مجسمه ونوس كه يك پاي آن در جنوب درياي مديترانه بوده و پاي ديگر آن در شمال دريا و اينها اثبات شده است و نمي توان دليلي براي آن آورد يا گفت كه چطور همچين چيزي در آن زمان امكان پذير بوده است كه امروزه نمي توان اين كار را انجام داد.

حالا ميخوام مواردي از آن را كه در ايران اتفاق افتاده است و مردم آن حوالي ديده اند برايتان بگم و بريم جلو تا به نتايج خوبي برسيم.

بعضي از اين مسائل ساعت و زمان خاص دارند و بعضي ديگر به شرايط محيط بستگي دارند. يكي از اين عجايب در درياچه اشتران كوه است كه در اين درياچه پري دريائي دارد كه هر چند سال يكبار نمايان ميشود و بسياري از اهالي منطقه آن را ديده اند .

در درياچه طار ورامين هر چند سال يكبار در يك زمان مشخص در ميان درياچه قصري از زير آب نمايان ميشود و پس از چند دقيقه دوباره به زير آب ميرود و اين قصر را نيز اهالي منطقه ديدهاند و گفته ميشود كه اين قصر در زمان پيشداديان ساخته شده است.

و خيلي از اين موارد كه باور آنها سخت است ولي واقعيت دارد.

اينها را گفتم تا ژيش زمينه اي شود براي جمله اي كه مي خواهم بنويسم و آن اكسير است.

اكسير هم به معناي كمياب است و در زمانهاي قديم به داروهائي مي گفتند كه هر كدام كار خاصي انجام ميدادند. مانند: اكسير مو ، اكسير دندان ، اكسير چشم ، اكسير شمس و ناياب ترين اكسير كه به آن اكسير اعظم مي گفتند.

 

اكسير را دانشمندان يوناني و دانشمندان ايراني ساختند و نوعي دارو محسوب مي شد كه البته در دسترس كليه مردم وجود نداشت.

اكسير بيشتر از گياهان و گاهي اوقات چيزهائي از حيوانات هم به آن اضافه مي شده است.

اكسير به صورت دو قلو هست يعني نر و ماده دارد و هر كدام به تنهائي به هيچ دردي نمي خورند و بايد با فرمول دقيق با هم مخلوط شوند تا كارايي داشته باشند.

اكسير اكثرا در شيشه هست و درب آن با ساروج پلمپ گرديده است و اگر كسي آگاهي نداشته باشد و درب آن را باز كند ظرف چند دقيقه فاسد مي شود. و كسي مي تواند از آن استفاده كند كه علم مصرف آن را داشته باشد.

هر نوع از اكسير فقط براي درمان امراض خود ساخته شده است و هيچكدام بدرد كاري جز فرمول خود نمي خورد. مثلا وقتي شما اكسير دندان داريد و بعد از صد سال دندانهايتان ريخته است مي توانيد با مصرف آن دوباره دندان در بياوريد و سالهاي زياد با دندانهاي جديد زندگي كنيد.

اكسير اعظم بزرگترين يافته دانشمندان آن زمان بود كه با داشتن آن ميتوان هيچ وقت به مرگ طبيعي يا مريضي فكر نكرد چون با استفاده از آن انسان نه مريض ميشود نه ميميرد.

افراد زيادي اكسير اعظم را خوردند و عمري طولاني پيدا كردند مانند نمرود كه ششصد سال عمر كرد و باعث مرگش نيز خودش شد وگرنه خيلي بيشتر از اينها عمر ميكرد.

اينطور نيست كه فكر كنيم هر كسي اكسير دارد عمر جاودان ميكند ، بلكه تا وقتي كه اكسير براي خوردن دارد مرگ به سراغش نميآيد.

بعضي وقتها ميبينيم يا ميشنويم كه در يك دهات مردي يا زني عمرش به صدو پنجاه سال رسيد يا بيشتر. همه به اشتباه ميگويند كه چون در دهات و جاي خوش آب و هوا هست و چيزهاي طبيعي مي خورد اينچنين عمري طولاني دارد ولي تا به حال كسي پرسيده است كه چرا بقيه اهالي آن دهات يك چنين عمري ندارند؟؟

دليل عمر طولاني آن مرد خوبي آب و هوا يا خوردن چيزهاي سالم و مقوي نيست.

اين مرد نا خواسته و بدون اينكه خود بداند يكي از مواد تشكيل دهنده اكسير را خورده است. شايد در كوه يا بيابان نوعي علف كه حتي خود نفهميده كه اين گياه در ميان ناهار يا عصرانه آن مرد بوده است. و به اين صورت عمري طولاني يافته است.

مقدار اكسير بسيار محدود است و تعداد انگشت شماري از دانشمندان قديم موفق به ساخت آن شده اند. يكي از اين دانشمندان بزرگ سندوس طبيب بود كه در دربار اردشير دراز دست خدمت ميكرد و روايت است كه هنوز زنده است و پس از فرار از دربار اردشير در جايي بدون اينكه كسي او را بسناسد مشعول زندگي شد.

خيلي ها سعي كردند اكسير تقلبي را در بازار هاي حفاري بفروش برسانند ولي بر عكس اين كه همه فكر ميكنند شناخت اكسير تقلبي بسيار سخت است و مي توانند از اين را شيادي كنند و مردم را گول بزنند ، شناخت اكسير اصل بسيار راحت است و اگر راهش را بلد باشي و كور هم باشي ميتواني تشخيص بدهي كه اين اصل است يا تقلبي.

بعضي ها مي گويند كه اگر اكسير وجود داشته باشد بعد از كشف آن مي توان در آزمايشگاهاي مجهز از روي آن ساخت و ديگر مرگ معني ندارد. در صورتي كه اينطور نيست ، همه ما ميدانيم كه در طول زمان بسياري از حيوانات و گياهان كه در گذشته وجود داشته اند درگر وجود ندارند و نسل آنها از بين رفته است. پس شايد بتوان اكسير را تفكيك كرد و مواد تشكيل دهنده آن را شناخت كه تازه اين هم امكان ندارد ولي بفرض اين كه بشود بايد ديد آيا اين گياهان هنوز هم وجود خارجي دارند يا از بين رفته اند؟ (خدا ميداند).

باز هم مطلب براي شما در اين مبحث دارم كه سعي ميكنم كم كم براتون بنويسم.

به اميد موفقيت براي شما (داريوش) 

 

 

سنگ پادزهر

سنگهائی وجود دارد بسیار نادر و کم یاب که به آنها سنگ پاد زهر میگویند.

سنگ پاد زهر برای دارو سازی و امراض مختلف مصرف میشود. و درمان کننده بسیاری از امراض هست.

یکی از علم های گذشته گان که در عقل ما امکان پذیر نمیباشد همین سنگ پاد زهر است.

سنگ پاد زهر وقتی حرارت می بیند از خود روغنی پس میدهد که درمان کننده همه امراض خارجی و تعدادی امراض داخلی هست.

یکی از خصوصیاتی که این سنگ دارد و میتوان اصل آن را از بدل آن شناخت این است که وزن این سنگ هیچ وقت کم نمیشود. یعنی ممکن است شما از یک سنگ پاد زهر یک کیلوگرمی سه کیلوگرم روغن پاد زهر بگیرید ولی وزن سنگ شما همان یک کیلوگرم باقی میماند.

سنگ پاد زهر بسیار نادر است و اگر کسی این سنگ را داشته باشد مانند این است که دنیای ثروت را داشته باشد.

سنگ پادزهر به رنگ مشکی است و مانند سنگ محک طلا میماند.

اگر دست شما زخم شود و مقداری از روغن سنگ پاد زهر را به آن بمالید بلافاصله خوب میشود. و اگر بیماری شما درونی باشد این روغن را با داروهای دیگر مخلوط میکنند و برای امراض درونی از آن استفاده میکنند و پس از مدت کوتاهی امراض درونی را نیز خوب میکند.

از این سنگ تعداد انگشت شماری (کمتر از انگشتان یک دست) وجود داشته است که مخصوص پادشاهان بوده است و هیچ کسی بغیر از پادشاهان حق استفاده از آن را نداشته است.

این هم یکی از مسائلی که در گذشته وجود داشته و از نظر عقلی دور از ذهن به نظر میرسد ولی در کتابهای بسیار قدیمی در مورد آن نوشته شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 10:53  توسط دکتر محمد نظری  | 

زبانهاي ايران باستان

در پنج هزار سال پيش از ميلاد در منطقه اي ميان روسيه در شرق رود دنيپر و شمال قفقاز و غرب كوهاي اورال قومي زندگي ميكرد كه فرانتس بوپ آلماني آن قوم و زبان آنها را هندواروپايي ناميد. در اواسط هزاره دوم پيش از ميلاد گروهي از اقوام هندواوپايي كه خود را آريايي مي ناميدند سرزميني را به تصرف در آوردند و آن سرزمين به نام آن قوم ايران ناميده شد.

در اوايل هزاره اول پيش از ميلاد ايرانيان در شرق ايران در سرزمين هرات و مرو حكومتي تشكيل دادند كه اخبار آن به صورت افسانه اي در بخش پيشداديان و كيانيان در شاهنامه فردوسي به جاي مانده است. در اواخر سده هشتم پيش از ميلاد ، ديوكس دولت ماد را در همدان تاسيس كرد. دولتي كه ديوكس بنيان نهاده بود تابع دولت آشور بود. در اوايل سدۀ هفتم پيش از ميلاد هخامنش در پارسومش (واقع در نزدكي شوش) دولت پارسي هخامنش را تشكيل داد. اين دولت تابع دولت مادها بود. در سال 612 ق.م. هوخشتره مادي با تصرف نينوا (پايتخت آشور) دولت مستقل ماد را تاسيس كرد.

كورش پارسي  (از نوادگان هخامنش) در سال 550 ق.م. با غلبه بر آستياگس (آخرين پادشاه ماد) دولت ماد را منقرض و دولت هخامنش را تاسيس كرد.

اسكندر مقدوني در سال 331 ق.م. دولت هخامنش را سرنگون كرد

از آغاز آمدن ايرانيان به اين سرزمين تا سال 331 ق.م. از لحاظ تاريخ زبان فارسي دوره باستان ناميده ميشود.

از سال 1000 تا 700 ق.م. دوره رواج ايران باستان است.

از ايرانيان باستان اثري بر جاي نمانده است. از طريق زبانهايي كه از آن منشعب شد آن را باسازي كردند.

در سده هاي نخستين هزاره اول پيش از ميلاد ، ايرانيان باستان در بخشهاي مختلف ايران به صورتهاي مختلفي در آمد و هر صورت آن زبان مستقلي شد. در ميان زبانهاي منشعب شده از ايرانيان باستان تنها از زبانهاي زير آثاري به جاي مانده است.

زبان سكايي  _ كه از اين زبان تعدادي لغت در نوشته هاي يوناني و لاتيني و هندي به جاي مانده است.

زبان مادي _ كه از اين زبان تعدادي لغت در نوشته هاي فارسي باستان و يوناني به جاي مانده است.

زبان اوستايي _ كه تنها اثري كه از اين زبان به جاي مانده كتاب اوستاست.

زبان فارسي باستان _ از اين زبان كتيبه هاي شاهان هخامنشي باقي مانده است.

من اولين زبانهايي را كه حروفش را براي شما ميگذارم تا با آن آشنا بشويد زبان اوستايي و زبان فارسي باستان است. كه جزو اولين و مهمترين خطها و زبانهاي باستان است.

بعد از آن در همينجا به مرور كليه زبانها و خط هاي باستاني را برايتان خواهم گذاشت تا بيشتر با تاريخ و گذشته نوشته نشدهء ايران باستان آشنا شويد.

خط اوستایی و تعدادی نوشته به این خط

خط اوستایی

ماه نیاش به خط اوستایی

ترجمه ماه نیاش

آبان یشت 1

آبان یشت2

ترجمه آبان یشت 1 و 2

خط اوستایی تمام شد و خط بعد خط فارسی باستان میباشد.

فارسي باستان  زبان قديم مردم پارس بوده است. مهمترين اثر بازمانده از فارسي باستان كتيبه داريوش بزرگ بر كوه بيستون است. از ديگر پادشاهان هخامنشي هم كتيبه هايي به جاي مانده است.

فارسي باستان به الفبايي نوشته شده است كه ميخي ناميده ميشود. علت اين نامگذاري آن است كه حرفهاي اين الفبا به ميخ شبيح است. ظاهراّ داريوش بزرگ دستور داده است كه الفبايي براي فارسي باستان ساخته شود و زبان بدان نوشته شودالفباي فارسي باستان از الفباي اكدي و الفباي اكدي از الفباي سومري گرفته شده است.

اين الفبا 36 حرف دارد و 2 واژه جدا كن و 8 انديشه و نشانه هايي هم براي اعداد.

الفباي فارسي باستان از چپ به راست نوشته ميشود.

خط میخی

کتیبه دي پي دي

کتیبه داریوش بزرگ

کتیبه خشایار شاه

زبان پهلوي اشكاني

پهلوي اشكاني زبان پهله بودكه شامل خراسان و مازندران و جنوب تركمنستان مي شد. در زمان داريوش پدرش استان دار پهله بود در همين سرزمين اشك اول توانست به حكومت يونانيان خاتمه دهد و دولتي تاسيس كند.

اين زبان به سه صورت نوشته مي شده است.

الفباي پهلوي اشكاني

الفباي فارسي ميانه

الفباي مانوي

كه هر سه تاي آن را برايتان مي گذارم.

خط پهلوی اشکانی

نمونه خط پهلوی اشکانی

خط مانوری

نمونه خط مانوری

کتیبه شاهپور در حاجی آباد

ترجمه کتیبه شاهپور در حاجی آباد

فارسي ميانه

فارسي ميانه دنباله فارسي باستان است كه به اين زبان پهلوي ساساني هم گفته ميشود.

اين زبان در دوران ساساني زبان رسمي ايران بوده است و از آن چهار نوع اثر با چهار نوع الفبا به جاي مانده است.

الف- فارسي ميانه كتيبه اي

ب – فارسي ميانه مسيحي

ج – فارسي ميانه زرتشتي

د- فارسي ميانه ترفاني

كليد ها رو برايتون ميگذارم اگه مشكلي داشتيد با من تماس بگيريد

تا بعد كه خطهاي ديكه رو به ترتيب براتون بگذارم

به اميد اين كه هم از اين سايت چيزي ياد بگيريد هم به كساني كه علاقه مند هستن معرفي كنيد ( گدا بازي در نياريد).

خط فارسی میانه کتیبه ای

متن به خط فارسی میانه کتیبه ای

کتیبه شاهپور در نقش رجب

کتیبه شاهپور در حاجی آباد

ترجمه کتیبه شاهپور در حاجی آباد

خط الفبای میانه مسیحی

چند جمله از زبور به خط فارسی مسیحی

ترجمه زبور

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 10:42  توسط دکتر محمد نظری  | 

یکی از مسائلی که در محافل حفاری بسیار رایج است و تمام شما نیز چیزهائی در ارتباط با آن شنیده اید یا فیلمهای در ارتباط با آن دیدهاید جسد مومیائی است که ریشه آن در مصر باستان هست و مردم ما به اشتباه فکر میکنند در ایران هم به وفور یافت میشود ، در صورتی که اینطور نیست.

در ایران تعداد کمی مومیائی وجود دارد که آن هم متعلق به دوران هخامنشیان هست.

وقتی ایران مصر را شکست داد و آنجا را به کشور پهناور ایران ضمیمه کرد ، دخترانی زیبا از درباریان مصر به ایران آورده شدند و با درباریان ایرانی وصلت کردند که هر کدام از این زنها که میمردند به رسم خودشان در ایران مومیائی میشدند.

ولی هیچ پادشاه یا درباریان ایران ِ باستان در اینجا مومیائی نشدند.

ایرانیان تکنیکی داشتند بسیار پیشرفته تر از مصریان که به آن در اصطلاح امروز شیمیائی میکویند و جنازه کاملا ّ سالم میماند انگار که همین دیروز مرده است و پادشاهان و سرداران و درباریان ایرانی که مرده اند شیمیائی شدند.

حالا سعی میکنم بصورت کامل و مختصر برای شما توضیح بدم.

 

در زمانهای قدیم ایرانیان باستان خاک شناسانی داشتند که از تبحر و علم بالائی برخوردار بودند و خاکهای مناطق مختلف را برسی میکردند.

     همه ما میدانیم که وقتی کسی از دنیا میرود و او را به خاک می سپارند بعد از چند روز چیزی از بدن آن شخص باقی نمی ماند جز استخوان و به اصطلاح امروزی میگوئیم تجزیه شد. تجزیه شدن کاری است که موجودات در خاک انجام میدهند مثل مورچه یا هر جاندار دیگر که گوشت و کلیه اعضای داخلی انسان را میخورد.

خاک شناسان ایران باستان توانسته بودند خاکهائی را پیدا کنند که به هیچ عنوان موجودات به آن خاکها نزدیک نشوند و به خاطر نوع و جنس خاک از گزند کلیه جانوران در امان باشد. وقتی شخصی را در جائی به خاک می سپردند که خاک آن از این نوع خاص بود ، بدن افراد به هیچ عنوان تجزیه نمی شد و برای همیشه سالم می ماند که این تکنیک خود نوعی سالم نگه داشتن اجساد بود.

اگه رفتید جائی حفاری و قبری را شکافتید و به یک چنین مسئله ای برخوردید نه بترسید نه فکر کنید که حتماّ باید به بار برسید. چون احتمالا وقتی قبر بغل ان را نیز بشکافید به همچین مسئله ای بر می خورید و این به خاطر خاک آن منطقه می باشد.   

     چه بسیار هستند خاک هائی که ظرف چند روز جسد را تجزیه میکنند و خاکهائی که سالها زمان میبرد تا یک جسد کاملا تجزیه شود و خاکهائی که دانشمندان باستانی ما کشف کردند که جنازه در آن به هیچ عنوان تجزیه نمیشود. و مثل روز اول سالم میماند.

     در ارتباط با اجساد مومیائی مطلبی برایتان بنویسم که اطلاعت شما در رابطه با این مسئله بیشتر شود.

کلاّ سه کشور در دنیا اجساد را مومیائی میکرد

 ۱-   مصر باستان که خود به دو صورت این کار را انجام میداد

2-   هند که البته جزئی از ایران بود

3-   ایران که در این کار توفقی کسب نکرد و موفق نشد

در مصر باستان به دو صورت اجساد را مومیائی میکردن اول طبقه مرفه و دوم طبقه متوسط. طبقه متوسط را شکمشان را باز میکردن و توی آن را خالی میکردند و در سر سوراخی درست میکردند و مغز را از آن در می آوردند و جسد را مومیائی میکردند. ولی طبقه اشراف و پول دار به این صورت بود که کلیه اعضای داخلی بدن را از معقد در میآوردند و مغز را از بینی و بعد جنازه را شش ماه در آب نمک می گذاشتند و چربی های آن را کاملا آب می کردند و سپس جسد را مومیائی میکردند. در کنار اجساد مومیائی مصری کنیزان و نوکران و سگ و گربه خانگی و هر چیزی که صاحب جسد به آن تعلق خاطری داشت را با جسد مومیائی و دفن میکردند که در زندگی پس از مرگ مشکلی نداشته باشد.

هندی ها نیز اجساد را مومیائی میکردند ولی به دلیل مصرف ادویه فراوان در هند اجساد مومیائی شده کیفیت مطلوبی ندارند.

در ایران به علت نبودن آن نمک خاص و گیاهان خاص برای مومیائی کردن اجساد موفقیتی حاصل نشد و ایرانیان به تکنیک شیمیائی کردن اجساد پرداختند که اجساد بسیار سالم تر از مومیائی میماند. ( تقریباّ کاملاّ سالم و مثل روز اول)

وقتی یک جسد را شیمیائی میکنند سالها مو و ناخن های دست و پا رشد میکنند تا به نقطۀ ایست رشد برسند.

شمیائی کردن اجساد به این روش بود که در آن زمان ایرانیان باستان رادیواکتیو را شناخته بودند و با استفاده از سنگ رادیو اگتیو که آن را به صورت پودر در می آوردند و روی جسد می پاشیدند و جیوۀ سرخی که دانشمندان آن زمان توانسته بودند تولید کنند به شیمیائی کردن اجساد می پرداختند .

 

 

فکر کنم این توضیحات در مود اجساد مومیائی و شیمیائی و خاکهای شناخته شده که اجساد را کاملاّ سالم نگه میدارد کافی باشد

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 10:40  توسط دکتر محمد نظری  | 

ایران یکی از پر بار ترین مناطق جهان است از نظر اشیاء قیمتی.

آمار نشون میده که بعد از 2500 سال حفاری در این مملکت هنوز یکصد و هفتاد هزار تن طلا در ایران مدفون هست که هفتاد هزار تن آن در اصفهان و شیراز میباشد.

که البته ممکن هست آمار کلی از این هم فراتر باشه.

جاهای پر بار ایران پس از اصفهان و شیراز عبارت است از:

شمال ایران استان گیلان و مازندران ، استان لرستان ، استان کردستان و استان تهران و آذربایجان شرقی و غربی .

البته این به این منظور نیست که در جاهای دیگر ایران اشیاء عتیقه وجود ندارد ولی به مراتب کمتر از این مکانها هست.

در اکثر مناطق ایران حفاری به صورت گسترده انجام شده و خیلی از نشونه ها و علائم از بین رفته است ولی اگر شما یک حفار خوب باشید همیشه می توانید از کوچکترین علائم بزرگترین نتیجه ها رو بگیرید و خود را به هدف نزدیک کنید.

جاهائی که رفت و آمد سهل هست و کار حفاری انجام دادن راحت ، اکثرا بارهایشان رفته است و جاهائی که کار کردن سخت و راه آن بسیار سخت و خطر ناک هست از نظر حفاری به مراتب سالم تر مانده و کمتر از جاهای دیگر دست خورده و بار آنها کمتر رفته است.

به همین دلیل استان لرستان و کردستان که هم خطر ناک هست هم کوهستانی از نقاط درگر سالم تر مانده.

کتابی به دستم رسیده به نام آثار عجم که مختص جاهای تاریخی شیراز هست. از این کتاب دو جلد به صورت سنگی به چاپ رسیده است که یکی از آن در موزه پاریس و دیگری به رسم امانت نزد من میباشد. این کتاب به هیچ عنوان غیر قانونی نیست و نگهداری آن آزاد است و جزو باستان شناسی محسوب نمیشود. ولی به علت اینکه فقط دو جلد از آن به چاپ رسیده است بسیار ارزشمند هست. در این کتاب کلیه مناطق باستانی و دارای دفینه شیراز نام برده شده است که ممکن است بعیر از تخت جمشید و پاسارگاد بقیه مناطق برای شما نا آشنا باشد. سعی میکنم چند صفحه از این کتاب رو در این وبلاگ بگذارم و سعی مکنم جاهای ارزنده اون رو بنویسم. زحمت کشیدن و به نتیجه رسیدن گردن دوستان عزیز.

منتظر آثار عجم باشید
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 10:37  توسط دکتر محمد نظری  | 

 

زمانی که از شهر پا به بیرون میگذاریم در اصطلاح حفاری به آن میگویند ، به بیابان رفتن. حالا چه در کوه باشیم چه در جنگل چه در کویر

تیله کن (حفار) چه مجاز چه غیر مجاز زمانی که به بیابان میرود باید با تجهیزات کامل باشد ، در غیر این صورت گرفتن نتیجه سخت خواهد بود.

بعضی وقتها انسان به بیابان میرود و فکر میکند همه چیز رو برای یک حفاری موفق برداشته است که در حین کار متوجه کمبودها میشود و بااجبار باید حفاری را تعطیل کند و برگردد ما برای اینکه به این مشکلات بر نخورید و به خواسته یکی از دوستان مبحثی رو در مورد لوازم حفاری نوشتیم که مطالعه بفرمائید.

اولین لوازم حفاری که هر کسی از آن آگاهی دارد بیل و کلنگ و قلم  هست. ولی همیشه سعی کنید یک بیلچه و یک دسته کوتاه برای بیل بلند و چند تا دسته برای کلنگ همراه داشته باشید. مورد بعدی چادر هست که باید تا جائی که میشود سبک و جا دار باشد و همیشه سهی کنید یک مشما برای روی چادر و یک مشما برای زیر آن همراه داشته باشید که اگر با باران مواجه شدید مشکلی نداشته باشید.

میخ در اندازه های مختلف حتما به همراه داشته باشید. نه جای شما را تنگ میکند نه وزنی دارد و بسیار هم بدرد میخورد و اکثر حفاران به آن توجهی نمی کنند.

ذغال و یک منقل بیابانی تا شو به همراه داشته باشید. چون با شکم گشنه و غذای سرد چند روز بیشتر نمیتوان حفاری کرد. کنسرو برای حفاری بد نیست ولی غذای کاملی برای کسی که میخواهد ساعتها کلنگ یا بیل بزند محسوب نمیشود. خصوصا در هوای سرد.

الکل جامد از بهترین چیزها برای روشن کردن آتش هست که هم بی خطر میباشد و هم خوب میسوزد و هم دود نمیکند و زود هم تمام نمیشود. همیشه سعی کنید از بردن نفت و بنزین پرهیز کنید چون نه تنها خطر ناک هست بلکه اگر روی لباس یا پتوی شما بریزد بوی آن اجازه کار کردن و استراحت رو به شما نمیدهد (خصوصا نفت که برای بسیاری از حفاران پیش آمده است) پس الکل جامد فراموش نشود.

اگر در جائی میخواهید مشعول به حفاری شوید که نم و رطوبت آن بالا میباشد الکل جامد هم کارائی ندارد و باید از چسب موکت استفاده کرد و یک تکه ذغال خشک را آغشته به چسب موکت کرد و آن را آتش زد. چون هر چقدر هم هوا نمور باشد این ذغال خاموش نمیشود.

در مورد روشن کردن آتش توجه داشته باشید که مهم نیست در جنگل هستید یا کویر همیشه بعد از اتمام کار آتش را خاموش کنید.

قطب نما حتما همیشه به همراه داشته باشید و کار کردن با آن را کاملا آموزش ببینید نه به صورت طوطیواری.

اگه بتونید یک جی پی اس به همراه ببرید عالی هست ولی حتی اکه این دستگاه رو هم بردید قطب نما فراموش نشود چون بر عکس افراد که فکر میکنند جی پی اس کار قطب نما را انجام میدهد ، بعضی وقتها کارائی ندارد مانند داخل یک چاه یا غار یا....

دوربین فیلم برداری در حفاری بسیار بدرد میخورد و بارها این به من ثابت شده است. گاهی اوقات انسان مجبور میشود کاری را نیمه رها کند یا نتیجه مطلوب را نمیگیرد ، وقتی یک دوربین فیلم برداری همراه دارید از کار فیلم میگیرید و بارها اون را در محل امن خانه و بی دغدغه میبینید. شاید مطلبی نظر شما را جلب کند که در حین کار اصلا به آن توجهی نداشته اید یا به کسی نشان دهید که بتواند به شما کمک کند. تجربه ثابت کرده در در زمانی که انسان با استرس مشعول کاری هست اشتباهاتش بیش از سه برابر میشود. پس حتما از کارتان فیلم تهیه کنید.

دوربین شکاری جزو وسائل اساسی برای حفاری میباشد چه در موقعی که انسان میخواهد هدف را معین کند چه در مواقع حفاری. گاهی هدف در جائی قرار گرفته است که نمیتوان آن را از دور به دقت مشاهده کرد و تصمیم گرفت که آیا هدف همان هست یا نه و انسان در شک و تردید باقی میماند و اینجا هست که دوربین شکاری بدرد شما میخورد. و در مواقع حفاری نیز همیشه تیم به یک دیدبان احتیاج دارد که با همان دوربین مواظب اطراف باشد. چه حیوانات اطراف چه انسان.

لوازم گرمائی مانند پتو و کیسه خواب حتما به همراه داشته باشید چه در کویر چه در جنگل چون هیچ وقت نمیتوان تشخیص داد که شب هوا سرد است یا گرم.

همیشه برای یک سفر دو روزه به اندازه شش روز غذا با خود حمل کنید چون نمیتوان گفت که یک کار حفاری چند روز طول میکشد. چون هیچ کس هیچ جنسی را با دست خودش جائی نگذاشته است که بتواند دقیقا بگوید چند روز حفاری داریم. سعی کنید حداقل در هر سه وعده غذائی یک وعده غذای گرم بخورید.

تعداد افراد اکیپ حفاری باید کامل باشد در مورد استفاده از دوستان خست به خرج ندهید ولی آنها را با اطلاعات کامل انتخاب کنید. عموما یک اکیپ خوب حفاری باید بیشتر از چهار نفر باشد و باز هم تاکید میکنم کسانی که شناخت کامل از آنها دارید. کلیه افراد اکیپ در تمام مراحل کار باید از بزرگ اکیپ تبعیت کنند و هیچ کس نباید روی حرف بزرگ اکیپ حرفی بزند حتی اگر ایشان اشتباه میگفت (اگر میخواهید موفق شوید) توجه کنید.همیشه یک نفر را مسئول درست کردن غذا و دادن سرویس به افراد بگذارید ، چون راندمان کار را بسیار بالا میبرد.

در مورد کفشی که برای هر منطقه استفاده میکنید توجه داشته باشید.

همیشه یک جفت دمپائی به همراه ببرید و کبریت چند برابر نیاز همراه داشته باشید. و دستمال کاغذی به صورت رول.

برای سهولت در کار و وقت سعی کنید تمام ظرفهای خود را یکبار مصرف استفاده کنید و فقط یک مایتابه همراه خود داشته باشید.

از همه چیز مهمتر آب هست که بیش از میزان احتیاج همراه ببرید که همه چیز رو میشه برای یک روز تحمل کرد ولی بی آبی رو نمیشه.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 10:36  توسط دکتر محمد نظری  | 

اکثراُ آدمها ئی که دنبال گنج و حفاری میرن آدمهای موفقی نیستن چون فاکتورهای مهم این کار را ندارن. ولی اگه کسی فاکتورهای کار را داشته باشه احتمال موفقیتش خیلی بالاست.

حالا ببینیم چه زمینه هائی برای موفقیت باید فراهم باشه:

1-  اول اینکه آدمهای ورشکسته و گرفتار نمی تونند تو این کار موفق باشن ، شما وقتی میخواهی بری دنبال یک ثروت باد آوردۀ چند میلیاردی باید توان هزینه های کار را داشته باشی.

2-  دوم اینکه این کار عجله بر نمیداره و باید صبور بود ممکنه آدم انقدر خوش شانس باشه که همون بار اول به نتیجه برسه و ممکنه این کار سالها طول بکشه.

یک مثل همینجا در مورد فاکتور دوم براتون بگم که منظورم رو بفهمید: مردی بوده که سالها با زن و بچه اش تو بیابون زندگی میکرده هر روز صبح پا میشده و بیل و کلنگش رو بر میداشت و می رفت حفاری. بعد از سی سال زنش خسته میشه و بهش میگه : یا مری دنبال کار یا اگه رفتی حفاری تا چیزی در نیوردی بر نمیگردی خونه. مرد پا میشه و میره بیابون ، از ناراحتی نمیدونسته چی کار کنه . ظهر که میشه زیر یک دیوار خراب میشینه و تکه نانی رو در میاره و شروع مکنه خوردن و گریه کردن که دیگه جائی توی خونه نداره. بعد از خوردن نان یک چرتی میزنه و تو این فکر بوده که همون جا باید بخوابه.

 

غروب که میشه دستشویش میگیره میره پشت دیوار کارش رو انجام میده و دنبال یک سنگ میگرده که خودشو تمیز کنه میبینه سنگی اونجا نیست. پشت سرش توی دیواریک استخوان میبینه ، عقب عقب میاد و خودشو می ماله به استخوان.

خلاصه استخوان به باسنش گیر میکنه و همه جاشو جر میده و خونی میکنه. مرده با عصبانیت یک لگد به استخوان میزنه و استخوان با یک خمره سکه از دیوار پرت میشه بیرون. مرد نگاهی به سکه ها میکنه و نگاهی به باسن ِ خونیش و دست به دعا بر میداره و میگه : خدایا 30سال زحمت کشیدم هیچ چیزی نصیبم نشد الان هم که دادی باید این بلا رو سرم می آوردی و میدادی؟

خدایا شکرت.

یعنی میخوام این رو بگم که باید قسمت کسی که دنبالش هست باشه و فکر نکنه یک روزه نتیجه میگیره.

3-    وسایل کارت باید همیشه آماده باشه.

4-    با کسانی باید این کار رو انجام بدی که چشم و دل سیر باشن که اگه یک روز نتیجه گرفتی سر از قبر در نیاری.

5-    میگن یک نفر برای حفاری کمه و دو نفر زیاد . خودت معنی کن که چقدر باید در انتخاب افراد دقت کنی

6-  یکی از مهمترین مسائل تو حفاری دونستن جاهای پر بار هست یا داشتن سند (نسخه) که کار کردن به واقعیت نزدیکتر باشه.

7-    داشتن یک دستگاه گنج یاب خوب که بتونه کارتو درست انجام بده.

در این مورد هم یک توضیحی بدم . خیلی از دستگا هائی که در ایران هست که به درد لای جرز دیوار هم نمیخوره یا مین یاب هستن که فقط آهن رو برات میگیرن یا آپگرید شده هستن و اصلا کارائی ندارند یا ساخت کشور چین و ایران که اصلا بدرد نمیخورن.

خیلی ها هستن که میگن ما اینقدر میگیریم براتون دستگاه میزنیم ، همه دنبال پر کردن جیبشون هستن و کاری برای شما انجام نمی دن . اگه کسی دستگاهش کارائی داشته باشه یک بار برای خودش کار میکنه و این کار رو میبوسه و میزاره کنار. پس مطمئن باشید اینها یک مشت کلاه بردار و شیادن مگر اینکه قبلش دستگاه رو تست کنید و از کارائی اون مطمئن شوید.

در ضمن افرادی موفق هستن که بتونند یک دستگاه خوب برای خودشون تهیه کنند (بخرن) و تا انتهای کار دستگاه بالای سر کارشون باشه. چون گاهی اوقات افراد با نیم متر پس یا پیش از رسیدن به هدف باز میمونن.

اگه کسی خواست ، نسبت به سرمایه گذاریش بهش پیشنها میده دنبال چی بگرده.

8-  داشتن یک شغل خوب ، چون این کار اگه بخواد کار اصلی شما باشه وای بحالتون. شما باید مشغول به کار باشی و به حفاری به عنوان یک تفریح یا کار دوم نگاه کنید. فقط این جور هست که اگه موفق نشدید یا زمان موفقیت طولانی شد مایوس نمیشید و ادامه میدید و چون مشکلات وارد زندگیتون نمیشه درصد موفقیتتون بالا میره.

۹- مهمترین مورد که موفقیت انسان را بالا میبره داشتن یک استاد اهل فن و خبره است. اگر بدون یک استاد به بیایان بروید احتمال موفقیت خیلی پائین است. باید از تجربه حفاران قدیمی استفاده کرد چون هر چه باشد آنها بیشتر از ما در بیابان بوده اند.

استاد باید بینشی فراتر از دیگران داشته باشد. یعنی:

1-    باید آثار شناس باشد و هر آثاری را که در بیابان یا کوهستان یا هر جائی میبیند معنای آن را بداند.

2-    استاد باید از روی تجربه بوی دفینه را حس کند.

3-    خاک ها را لایه به لایه بشناسد.

4-    به غارها تسلط کامل داشته باشد.

5-    خطراط کار را بداند.

6-    تله ها را بشناسد و طرز از کار انداختن آنها را بلد باشد.

7-  از طلسمات آگاهی کامل داشته باشد و چه طلسمات قبل از اسلام چه طلسمات بعد از اسلام را بتواند را باطل کند.

اینها شرایط یک استاد هست که برای یاد گیری هر کدام وقط فراوان صرف شده است و هیچ وقت چنین استادی را نباید رها کرد و می توان از این استاد استفاده برد و درسها آموخت و به نتیجه رسید.

10- داشتن یک بلد خوب و مورد اعتماد در منطقه ای که می خواهید حفاری کنید

 

 

اینها فاکتورهای مهم موفقیت در حفاری هست که اگه نداشتید دنبالش نرید که فقط چند تا کفش آهنی پاره میکنی و از زندگی اصلی خودت می افتی و هیچ نتیجه ای هم نمیگیری.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 10:33  توسط دکتر محمد نظری  |